درحالیکه جنگ بر سر تنگه هرمز اقتصاد و انرژی منطقه را تحت فشار گذاشته، انصارالله یمن با تصرف نقاطی در بابالمندب، گلوگاه دوم را وارد معادله کردهاند؛ تحولی که محاسبات واشنگتن، آسیبپذیری عربستان و اهرمهای تهران را همزمان تغییر میدهد.
از هرمز تا بابالمندب؛ گلوگاه دوم وارد جنگ شد
هیچ طرح جنگی پس از نخستین برخورد با دشمن دقیقاً همان چیزی باقی نمیماند که روی کاغذ طراحی شده بود. اکنون انصارالله یمن این واقعیت را به یکی از مسائل اصلی جنگ ترامپ تبدیل کردهاند. انصارالله، با وجود آنکه در مقایسه با قدرتهای بزرگ منطقهای و جهانی نیرویی کوچک است، توانسته هزینههای راهبردی جنگ را برای واشنگتن افزایش دهد.
تصرف بندر المخا و جزیره میون، واقع در تنگه بابالمندب، اهمیت این تحول را دوچندان کرده است. بابالمندب مسیر اتصال دریای سرخ به خلیج عدن و گذرگاه حدود ۱۲ درصد تجارت جهانی است. این تنگه پیش از این نیز شاهد بیش از ۱۰۰ حمله انصارالله به کشتیهای تجاری از نوامبر ۲۰۲۳ تا اکتبر ۲۰۲۵ بوده، اما اکنون حوثیها در داخل این گلوگاه موضعی فیزیکی پیدا کردهاند.
نفت از هرمز به بابالمندب میگریزد
همزمانی این تحول با بحران هرمز، اهمیت آن را بیشتر کرده است. دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان میدهد جریان نفت و مایعات نفتی از هرمز از ۲۱.۶ میلیون بشکه در روز در سهماهه چهارم ۲۰۲۵ به تنها ۴.۹ میلیون بشکه در سهماهه دوم ۲۰۲۶ سقوط کرده است. در همین بازه، جریان نفت از بابالمندب از ۵.۴ میلیون به ۸.۱ میلیون بشکه در روز افزایش یافته؛ بخشی از این تغییر ناشی از انتقال نفت عربستان به مسیر دریای سرخ بوده است.
به این ترتیب، گلوگاه دوم به نقطهای حیاتیتر تبدیل شده و حضور انصارالله در آن، اهرم فشار تازهای در اختیار تهران قرار داده است. شورای عالی امنیت ملی ایران ماه گذشته پایان حملات به متحدانش در یمن، لبنان، فلسطین و عراق را یکی از شش شرط بازگشایی کامل هرمز اعلام کرد. سخنگوی سپاه نیز این هفته گفت هر توافق با آمریکا باید موضوع یمن را شامل شود.
عربستان؛ میان پیمان مکه و تلفن واشنگتن
تبعات این وضعیت برای عربستان مستقیمتر است. تولید نفت خام سعودی در اوت به ۶.۲ میلیون بشکه در روز رسید؛ پایینترین سطح از ۱۹۹۰. صادرات نفت نیز به کمترین میزان در ۱۳ سال گذشته سقوط کرد. همزمان، حملات انصارالله به ابها، خمیس مشیط، جازان و نجران ۷۳ زخمی بر جای گذاشت و تأسیسات انرژی را هدف گرفت.
این وضعیت آزمونی برای پیمان دفاع مشترک مکه، میان عربستان، ترکیه و پاکستان، نیز محسوب میشود؛ توافقی که کمتر از ۴۰ روز از عمر آن میگذرد و به «ناتوی مسلمانان» شهرت یافته است.
با این حال، هنگام آغاز حملات، محمد بن سلمان به جای آنکارا یا اسلامآباد با واشنگتن تماس گرفت و خواستار حملات تلافیجویانه آمریکا علیه انصارالله شد. ترامپ حمله را نپذیرفت، اما طبق گزارش آکسیوس، ارائه اطلاعات و دادههای هدفگیری به ریاض را پذیرفت.
پیام این تحولات روشن است؛ انصارالله ، با وجود وزن نظامی بسیار کمتر از بازیگران اصلی جنگ، اکنون توانستهاند همزمان دو گلوگاه حیاتی را وارد محاسبات کنند؛ و عربستان، حتی پس از تلاش برای ساختن یک معماری امنیتی مستقلتر، در لحظه بحران همچنان به واشنگتن متوسل شده است.





نظر شما